|
آریا دخت .....
|
||
|
ایران باستان...کورش کبیر... |
زراتشت نامه (1)
زراتشت نامه نوشته ی زرتشت بهرام بن پژدو، در سنه ی 647 یزدگردیريال برابر با 1278 میلادی نوشته شده است. نوسنده پس از بیان سرگذشذ اشو زرتشت، در آخر نسک ناگهان پیشگویی های زرتشت را چنان که در بهمن یشت آمده است می آورد. من بخشی از زراتشت نامه را که گویا همان بهمن یشت می باشد، می آورم.
75 – بی مرگی خواستن زراتشت
نکو بشنو این قصه ی ارجمند ز گفتار آن موبد هوشمند
بیاورد از زند و. وستا بدر ز گفتار دادار پیروز گر
نبشتم من این را به لفظ دری که تا باشد آسان چو تو بنگری
چنین گفت زرتشت پاکیزه رای به هنگام پرسش به پیش خدای
بدانگه که با بهمن امشاسپند روان شد سوی آسمان بلند
که بر من در مرگ را بسته کن دل بد سگالان من را خسته کن
که تا مردم دین بمانند شاد ز راه گژی هیچ نارند یاد
بدو گفت دادار پیروز گر که ای دین پذیرفته و پر هنر
در مرگ بر تو ببندم اگر بخواهی ز من مرگ بار دگر
فرو ماند زرتشت در کار خویش بنالید در پیش دادار خویش
بدادش خدای جهان آفرین یکی چیز ماننده ی انگبین
به زرتشت گفتا که یک قطره خور بگو آنچه بینی به ما در بدر
ادامه دارد...
جواب پیرو ولایت!!!!!
آدم یه چیزایی می بینه که دوست داره همون جا سکته بزنه ولی این همه نادانی رو نبینه!
من ایرانیم. مثل تو نیستم که از این حرفا بزنم.
واقعا نمی دونم چی بهت بگم. وقتی نیاکان تو داشتن مارمولک می خوردن نیاکان من کجا بودن؟ فقط می خوام یه ذره فکر کنی.
به تموم دنیا ثابت شده کوروش کی بوده و چه خدمتی کرده. واقعا نمی دونی یا خودتو به نفهمی می زنی؟!
مثلا نوشتی آنتی مجوس که چی؟ یعنی آتش پرست؟ آتش پرستی که خیلی بهتره از گنبد طلا پرستی!!! آتش پرست؟! ما که مثل شما مشرک نیستیم آتش بپرستیم!!!
تازیا الانشم حرم سرا دارن!!! با این همه ادعا!
فقط می تونم برات تاسف بخورم. اگه یه ذره فکر کنی می فهمی دنیا چی به چیه!
...بر آیند با یکدیگر ترک و روم در افتند در هم چو باد سموم
همیدون بیایند قوم عرب بر انگیخته شر و شور و شعب...
من از آنان که میل ستمگری و ستمکاری دارند نیستم، کسی که ظلم کرد، سزای او ظلم خواهد بود و عذابی شدید خواهد دید، اما کسی که ایمان آورد و عمل نیکو کرد، سزای او نیکی است و در کار او گشایشی حاصل می گردد
امپراطور یونان به کوروش بزرگ گفت: ما برای شرف میجنگیم شما برای پول.کوروش پاسخ داد :هرکس برای نداشته هایش میجنگد
روز کوروش شاد باد
درود بر ایرانیان و درود بر فروهر پاک نیاکان گرامیمان.
روز کوروش نزدیک است.
آیین ما ایرانیان، آیین شادی است. مرگ بر دد منشان تازی زده!
به زودی آبانگان فرا می رسد.....
روزگاری این وطن هم ترسی از دشمن نداشت
هیچ کس هم غصه ی ویرانی میهن نداشت
چشمه دین که زمنشور بشر می جوشید
خودمانیم وطن این همه اهریمن نداشت
شعر از سورنا آرام
جشن مهرگان
خجسته باد جشن بزرگ مهرگان
دومین جشن بزرگ ملی – دینی ایرانیان پس از نوروز مهرگان است که در روز 10 مهر، روزی که نام روز و نام ماه با هم یکی می شود جشن گرفته می شد و مانند نوروز سه جنبه ی تاریخی، نجومی، دینی داشت.
از نظر نجومی مهرگان چند روز پس از اعتدال پاییزی جشن گرفته می شود (اعتدال پاییزی اول مهر صورت می گیرد) و جشن برداشت محصولات کشاورزی است.
از نظر تاریخی در این روز نیروی داد و راستی به سر کردگی کاوه آهنگر بر آرتش دروغ و ستمگری آژی دهاک پیروز شد و فریدون به شاهی رسید.مبارزه ی راستی و دروغ، داد و ستم در ایران ریشه ی دینی دارد و همه ی جشن های ملی هم به گونه ای این مبارزه و پیروزی نهایی حق بر ناحق را نشان می دهد. ولی در تاریخ مهرگان این جنبه درخشندگی ویژه ای دارد.
ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه می نویسد:
در روز مهرگان فرشتگان به یاری کاوه آهنگر شتافتند و فریدون به تخت شاهی نشست و ضحاک را در کوه دماوند زندانی کرد و مردمان را از گزند او برهانید.
از نظر دین در فرهنگ ایرانی مهر یا میترا به معنای فروغ خورشید و مهر نگهبان پیمان و هشدار دهنده به پیمان شکنان است.
جشن مهرگان همانند نوروز از فروغ مندتریننمدهای فرهنگ ایرانی است. مهر یکی از خدایان پیش از زرتشت بود که پس از زرتشت به فرشته ی آفریده ی اهورامزدا در آمد. روشنایی و مهر، همیشه با روشنایی بی پایان خدایی یکی بوده اند.
چون نور که از مهر جدا هست و جدا نیست/ عالم همه آیات خدا هست و خدا نیست
ما پرتو حقیم و هم اوییم و نه اوییم / چون نور که از مهر جدا هست و جدا نیست
به روایتی تاجگذاری اردشیر پاپکان هم مقرن با جشن مهرگان بود. بدون دو دلی، پادشاهان هخامنشی و اشکانی و ساسانی جشن مهرگان را بزرگ می داشتند. زرتشتیان ایران همیشه این جشن را با شکوه ویژه ای برگزار کرده و می کنند.
بنی امیه با تعصب ضد ایرانی در روز مهرگان، زرتشتیان را مجبور می کردند هدایایی تقدیم کنند.
ابومسلم خراسانی برمکیان و دولت مردان زمان عباسیان در گرفتن جشن مهرگان پافشاری داشتند.
روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان / مهر افزا ای نگار مهرچهر مهربان
مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر/مهربانی به، به روز مهر و جشن مهرگان
کتاب های پهلوی:
دینکرد:
«دینکرد» مفصل ترین کتاب پهلوی موجود و مجموعه ای است از اطلاعات دینی، فلسفی، اخلاقی، قانونی، تاریخی، جغرافیایی و پزشکی. دینکرد دیگ پر جوشی از دانش های زمان خود است که وسیله ی نویسنده دانشمند و فیلسوف «آذرفرنبغ فرخزاد» که در حدود 820 میلادی زیسته است فراهم آمد و چون ناتمام ماندبه وسیله ی «آذرباد» در اواخر قرن نهم پایان یافت. گویا دینکرد دارای نه کتاب یا بخش بوده است ولی امروز تنها شش و نیم کتاب آن مانده است. این کتاب را «سانجانا» در سال 1874 و «مِدَن» در سال 1911 به انگلیسی برگردانده اند. «ژاله آموزگار» و «احمد تفضلی» بخش هایی از آن را به فارسی برگردانده اند.
در راه زاگرس سنندج یک منطفه ی باستانی هست که هیچ گونه محافظی ندارد (!!!) به نام قلعه ی حسن آباد.
زمانی پیش در این منطقه یک گورستان گروهی یافت شد که دیرینگی آن حد اقل 3000 سال برآورد شده است. همچنین کوزه های بزرگ پر از مفرغ و ... یافت شد. ولی شوربختانه توجهی نشد.
گفته می شود که این قلعه از آن دوران اشکانیان و ساسانیان می باشد و به نام مرکز حکومت غرب ایران کنونی بهره گیری می شده است.
به گفته ی باستان شناسان بی گمان در جنگ های ایران و روم از این منطقه به نام یکی از بزرگ ترین دژها و پایگاه های مبارزه برای ایرانیان بوده است.
همچنین بعدها در دوران صفویان این منطقه مرکز حکومت حاکم کردستان (اردلان) بوده. درگیری هایی میان اردلان و پادشاه صفوی رخ داده که منجر به صلح میان هر دو سو شده است. بر پایه ی این صلح پادشاه صفوی از اردلان خواسته که بخش هایی از این قلعه ویران شود.
***دستگاه شگفت انگیز
در زیویه (کردستان) دستگاه شگفت انگیزی پیدا شد که به گفته ی یابندگانش، از گونه ای فلز ناشناخته بود، با درازای 1 متر و پهنای 1.5 متر و بلندای 2 متر. هنگامی که دستگاه را از زیر خاک درآوردند، بی درنگ در برابر جریان هوا و آفتاب از هم پاشید و چندین تکه شد. این تکه ها یا قوطی ها، به شکل های هندسی مانند استوانه، مکعب و مستطیل، در اندازه های گوناگون درآمد که بزرگترینش به اندازه ی قوطی کبریت بود. درون هر تکه، ماده ای روغنی به چشم می خورد و هرکدام به رنگی بود. ماده های رنگی مانندخمیر سفت و خشک بود، اما هنوز چسبندگی و چربی اش از میان نرفته بود، زیرا هنگامی که در مشت گرفته فشار می دادند، از آن، روغن می چکید. دست هایی در کار بود که نگذاشت راز این دستگاه گشوده گردد و دست کم، نوع فلز آن، آشکار شود. کسانی که دستگاه را دیده بودند، این نظرها را داشتند:
***دستگاه سازنده ی رنگ و یا آزمایشگاه دارویی و اینگونه چیزها بود و با ابتری کار می کرده است.
***یک ماشین چاپ بود.
***رادیو اسرائیل گفته بود که آمریکائیان در زیویه دستگاهی مانند تلفن یافته و دزدیده اند.
***شاید فلز ناشناخته ی این دستگاه، یکی از فلزات به جا مانده ی جدول مندلیف بوده باشد (دوران بی خبری، جلد دوم، 202 )
برگرفته از کتاب شگفتی های باستانی ایران (امید عطایی فرد)
برگرفته از پیشگفتار کتاب شگفتی های باستانی ایران
نوشته ی دکتر امید عطایی فرد
۳ مرداد
جشن امردادگان
خجسته باد.
سخنانی از اشو زرتشت
بی گمان اهورا مزدا خداوند جان و خرد مردان و زنانی را که از روی راستی کار می کنند در برابر پرستش و خدمتشان بهتر می شناسد.
از مهربانی تو ای خدای دانا عمر دراز یابیم و از آن سود بریم. از تو کوشا و توانا باشیم. ما را آشکارا و همواره کمک کن.
کار با بدباوران از ارج شخص می کاهد. اینان ضد راستی و خشمگینانی هستند که خود محکومند.
ای مردان و ای زنان در این جهان حقیقتی است که جلوه های دروغ دل رباست. اما این هم حقیقتی است که آن شما را از ((خویش)) دور می گرداند.
پیشوایان دروغین دوست مردم نیستند و از قوانین آبادی دورند و از رنج بردن جهان شاد می شوند و سرانجام زبون کردار و آیین خود می شوند و به خانه ی دروغ کشیده می شوند.
ای خدایی که دانا هستی بگو تلاش من برای من و یارانم چه خواهد آورد؟ چه وقت ای دانا راستی بر دروغ پیروز خواهد شد؟ زیرا این پیروزی شاهکار زندگانی به بار خواهد آورد.
کسی که از روی ایمان با من است و دین پذیرفته بی گمان به خوشبختی خواهد رسید و آن کس که ستیزه و دشمنی می کند من نیز او را دشمن می دارم.
دین بهی مزدا پرستی را می ستایم که یوغ بردگی را بر می اندازد و جنگ افزار را فرو می نهد که آزادی بخش و راستین است.
جهان زنده را از دزدی و زور ورزی و خاندانمزداپرستان را از زیان تباهی پاک می گردانم.
ای مزدا کسی که آباد گر نیست و فریبکار است پیام نیک را گسترش نمی بخشد.
خداوند دانای نیک و دارای نیکی را سزاوار همه ی نیکی ها می دانم. خدای راستین را با فر و شکوهی که بهترین چیزها از اوست.
ما اندیشه و گفتار و کردار خود و جانوران و مردمان خود را به خرد فزاینده ی خدایی می سپاریم.
در نتیجه ی کردار نیک است که این جهان می بالد و پرورش می یابد. خداوند این جهان را آفریده که بر اثر کار و کنش ما بپرورد و برایمان شادی و نیک بختی پدید آورد.
ای اهرا می خواهم بدانم چه کسی به ما نیروی اراده بخشوده تا در قبال آن به آرامشی فزاینده دست یابم. کیست که مهر پسر را در دل پدر نهاد؟ کیست که پسر را فرمانبردار پدر ساخت؟
می خواهم یک زندگی روحی شاد و خرسند داشته باشم. تو راه بنمای که چگونه به وسیله ی اشا (عشق و قانون راستی) و وهومن (دانش پاک) به سر منزل مقصود برسم.
چه وقت ای مزدا روشنی رستگاری و فروغ امید بدمد؟ چه وقت دین راستین پیروز شود؟ چه وقت دانایان و خردمندان بی پروا به یاریم بر خیزند؟
وسوسه های شیطانی مانع از آن است که راه بهتر را آشکار بیند و بر گزیند.
کسی که آرامش درونی دارد با دانش و گفتار و کردار و وجدانش راستی را می افزاید.
گیرم که در باورتان به خاک نشستم
و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است
با ریشه چه می کنید؟
گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای
پرواز را علامت ممنوع می زنید
با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟
گیرم که می زنید گیرم که می برید گیرم که می کشید
با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟
ما او را در زمین تمکن و قدرت بخشیدیم و از هر چیز رشته ای به دست او دادیم.
83 کهف
خداوند درباره ی مسیح خود کوروش می گوید که دست راست او را گرفتم تا به حضور وی امت ها را مغلوب سازمو کمر پادشاهان را بگشایم و درها با حضور وی مفتوح و دروازه های دیگر بسته شود.
تورات اشعیا نبی باب 45 بند 1
کوروش واهد آمد و مرا نجات خواهد داد.
دانیال نبی
وی پس از دیدن مجسمه ی کوروش در پاسارگاد می گوید:
هیچ شکی نماند که ذوالقرنین همین کوروش کبیر است نه اسکندر.
مولانا ابوالکلام آزاد
کوروش راعی خدا و مسیح خدا و مجری اراده ی خدا است.
کتاب سفیر اشعیا
پادشاه نباید تجارت کند و نیز نباید در فکر جمع آوری زر باشد. چون هرگاه پادشاه همت خود را صرف جمع آوری طلا نماید مردم سال به سال فقیرتر می شوند.
کوروش کبیر
بعضی از موبدان دین روش مرا نمی پسندیدند و مرا مورد نکوهش قرار می دادند که چرا به ادیان اقوام دیگر احترام می گذارم. ولی من چون می دانستم روشم مقرون به صلاح است به ایراد آنها اعتنا نکردم و به آنها گفتم صلاح سلطنت غیر از صلاح موبدان است و نتیجه ی عمل نشان داد که من درست فهمیده بودم.
کوروش کبیر
آرام بخواب کوروش !
دشمنان فرزند نمایت تشنگی خاک به معرفت را در آب غرق خواهند کرد .آوازه ات اگر چه بلند و فرامینت اگر چه جهانی ,اندیشه هایت اگر چه انسانی ,اما خصم بداندیش ات حتی به سهم ناچیز تو از دنیای خاکی هم رحم نمی کند.
آرام بخواب کوروش!
اگر دو هزار و پانصد سال آسمان آبی به تماشای مقبره ات می بالید ,از این پس آبی آب تو را در آغوش خواهد کشید.
آرام بخواب کوروش!
اگر روزی دختران و زنانت را با حقارت و اسارت در بیابانهای خشک و سوزان به نمایش می گذاشتند ,امروز نیز آن تاریخ در بیابانهای زرق و برق گرفته
تکرار می شود
آرام بخواب کوروش!
اگر روزی بیگانگان خاکت را به توبره میکشیدند ,امروز سفیران غم و نکبت ,خود این کار را میکنند...
چه سر گذشت غم انگیزیست کوروش!
فرزندان بی انصافت مهربانی تو را کجا جا گذاشته اند؟
گویا فراموش کردن ندای جهانی صلح تو برای فرزندانت آسان تر از گردن نهادن به خشم تمدن سوزان بوده است.
چگونه در خرابه های تو و در بقایای کتیبه های نابود شده ات بر دشمنان زبون نماز گزارم…
www.pasargade.blogfa.com
جشن تیرگان:
روز تیر از ماه تیر، سیزدهمین روز از تیر ماه باستانی ، ده تیر خورشیدی
سیزدهمین روز در هرماه باستانی ایران تیر یا تشتر نام دارد و در باور ایرانیان امشاسپند ( فرشته ) تشتر به باریدن باران کمک می کند . در تیر ماه هنگامی که روز تیر فرا میرسد آن روز را جشن تیرگان می نامند .
به کوروش چه خواهیم گفت اگر سر بر آرد ز خاک
اگر باز پرسد ز ما چه شد دین زرتشت پاک
چه شد ملک ایران زمین کجایند مردان این سرزمین
به کوروش چه خواهیم گفت اگر دید و پرسید از حال ما
چه کردید برنده شمشیر خوش دستتان کجایند میران سر مستتان
چه آمد سر خوی ایران پرستی چه کردید با کیش یزدان پرستی
چرا پشت شیران شکسته در ایران غم سراسر نشسته
چرا خامش و غم پرستید های کمر را به همت نبستید های
چرا این چنین زار و گریان شدید سر سفره ی خویش مهمان شدید
چه شد عرق میهن پرستیتان چه شد غیرت و شور و مستیتان
سواران بی باک ما را چه شد ستوران چالاک ما را چه شد
چرا ملک تاراج کی شود جوانمرد محتاج می شود
چرا جشنهامان شد عزا در آتشکده نیست بانگ دعا
چرا حال ایران زمین ناخوش است چرا دشمنش این چنین سرکش است
چرا بوی آزادی نیست وای بگو دشمن میهنم کیست های
بگو کیست این ناپاک مرد که بر تخت من این چنین تکیه کرد
که تا غیرتم باز جوش آورد ز گورم صدای خروش آورد
فراموش نکنیم که ما تنها از رو مسلمانیم!!! و آن یکتا پرستی اسلام را درست به جا نمی آوریم!
به زودی سخنانی از زرتشت...
درود بر هم میهنان گرامی.
امروز میخوام پاسخ پرسش (توجه به تاریخ گذشته ننگ امروز را می برد از یاد) بدهم.
در نخست می خواهم بگویم که چون خود من کرد هستم در مورد کردها سخن می گویم. اما بی شک در ایران امروز هر قومی به جز پارس این ها را میبیند. بنا بر این از همین اول پوزش می خوام که زیاد از کردها اسم برده ام. همه می دانیم که چو ایران نباشد تن من مباد و همچنین همه جای ایران سرای من است!
در نخست می خوام بگم که من از آریایی ترین قوم جهان، همان مادها، هستم. من کردم. کرد ایران. درست است که هم اکنون کردها را اقلیت می دانند. اما نباید فراموش کنیم که اگر مادها نبودند کوروش بزرگ هم نبود. هنگامی که ماندانا، دختر بدترین پادشاه ماد، آژی دهاک یا همان ضحاک، هنوز ازدواج نکرده بود، آژی دهاک 2 بار خواب دید که فرزند دخترش جهان را می گیرد. اینها را گفتم، زیرا کوروش از مادها بود. ماندانا با هر کس دیگر ازدواج می کرد کوروش همان کوروش بزرگ بود. اگر مادها نبودندپارس ها هم نبودند. پارس ها و مادها برای یکدیگر دو دوست بودند. اما هم اکنون دو دشمن شده اند. اینها نقشه تازیان و تازی زده هاست. همه می دانند که مادها ایرانی ترین افرادند اما واقعا جایگاه امروز مادها و کردها در ایران عزیز کجاست؟ پارس ها که جای خود دارند، پارت ها هم به همین گونه، آذرآبادگان جان جانان شده! اما کردستان کجاست؟ یاد یه چیز دردآور افتادم. چند وقت پیش توی سنندج یه قبرستان پیدا کردند که خیلی خیلی کمش 3000 ساله بود. اما چه شد؟ به همین دلیل است که مادها ناشناخته اند!
زمانی به سنندج من سنه دژ می گفتند.
از تاریخ سنندج بگذریم. همه ی ایرانیها ی عزیز تبعیض ها را می بینند. جوانان فلسطینی از ما بهترند؟! بسیار جالب است!
جوانان سنندج کجا و آن مارمولک خورها کجا؟ تازیان را برادران دینی ما میخوانند! اما اقوام ایرانی را با یکدیگر دشمن می کنند.
هم میهن عزیز ، من هم همه ی این ها را میدانم. اما ما نیز نباید به اینها دامن بدهیم. کوروش بزرگ که ما از او دم میزنیم از خود ماست. زرتشت مقدس یک پیام آور از ماد ها بوده. فراموش نکنیم که بیش تر از نیمی از شکوه ایران از مادهاست. تاریخ ایران بدون مادها 2700 سال است. آنان که امروز اقوام مختلف ابران، نه فقط کردها، را بیگانه می دانند همان تازی زده های بی تمدن هستند.
از (توجه به تاریخ گذشته ننگ امروز را می برد از یاد) خواهش درم که اگر این نوشتار را دیدند دیدگاه خود را بنویسند.
سپاس
نیکی و سود خویش را در زیان دیگران مخواه. "زرتشت بزرگ"
اگر میخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكی كنيد."کوروش بزرگ"
دستی که کار می کند مقدس تر از لبای که دعا می کند. "کوروش بزرگ"
پادشاه نباید تجارت کندونیز نباید در فکر جمع آوری زر باشد چون هر گاه پادشاه همت خود را صرف جمع آوری طلا کند مردم سال به سال فقیرتر می شوند. "کوروش بزرگ"
زشیر و شتر خوردن و سوسمار
عرب را به جایی رسیده است کار
که تاج کیانی کند آرزو
توفو بر توای چرخ گردون توفو
"فردوسی بزرگ"
همايون باد سوم خرداد
روز آزادي خرمشهر
اين تازيا:
نه نوروز دانند و نه مهرگان
نه جشن و رامش نه فروردگان!
به زودی پاسخ پیام هاتون رو میدم!
|
|